به علت وضع بد و عدم ارائه امکانات و رابط کاربری و هزار مشکل دیگر
من از این سرویس بلاگینگ با هزار بد بختی به یک سرویس با امکانات خوب {وردپرس} مهاجرت کردم لطفا زین پس این وبلاگ را با آدرس زیر دنبال کنید
http://pparsi.wordpress.com
| X Close | ||
|
به علت وضع بد و عدم ارائه امکانات و رابط کاربری و هزار مشکل دیگر
من از این سرویس بلاگینگ با هزار بد بختی به یک سرویس با امکانات خوب {وردپرس} مهاجرت کردم لطفا زین پس این وبلاگ را با آدرس زیر دنبال کنید
http://pparsi.wordpress.com
|
|
تویت های دوستان خود با خبر شوید می توانید حساب کاربری خود را در فیس بوک چک کرده و از برخی امکانات آن استفاده کنید از همه مهمتر پشتیبانی اسکایپ است اسکایپ یک تلفن ایترنتی با کیفیت خوب است. با ثبت نام در اسکایپ یک شماره تلفن به شما تعلق می گیرد ! که با دوستانتان می توانید به گفت و گو بپردازید! برای کسانی که زیاد حرف می زنند خوب است خیلی خوب! و نکته جالب توجه دیگر اینکه به تازگی امکان گفت و گوی تصویری هم افزوده شده! شما می توانید با گوشی موبایل خود به گفت و گوی تصویری بپردازید این برای ما ایرانی ها چیز جدید و جالبی است! | Hostname | www.fring.com | ISP | Bezeqint Internet Backbone | ||
| Country | Israel | Country Code | IL (ISR) | ||
| City | Unknown | Region | Unknown | ||
| IP Address | 82.80.254.185 | Postal Code | Unknown | ||
| Flag | favicon.change("http://rleeden.myby.co.uk/favicons/IL.ico"); | Latitude | 31.5 | ||
| Local time* | 03 Jan 2010 07:55 | Longitude | 34.75 |
|
|
|
|
|
بسمه تعال
چند وقتیه که این بازی تو بلاگستان فارسی راه افتاده و برخلاف بقیه بازی ها این یکی به دعوت کسی نبوده یا لااقل من نمی دونم بازی جالبیه و گاها مفید هر کسی خاطراتی میاره و به اشتراک می ذاره از کتاب سال اول دبستان تا آهنگ برنامه های رادیو یی بچه ها مال 40 سال پیش خلاصه هر کسی به سلیقه و روحیه خودش یه خاطره ای میاره اما بنده هم یه خاطره آوردم مال قدیم ندیما که خیلی هامون هنوز به دنیا نیومده بودیم مجله دانشمنده احتمالا همه باهاش آشنایی دارند این مجله قدیمی ترین و تنهاترین ! مجله علمی مفید کشوره که حتی توی این مدت ۱ شماره هم وقفه در چاپ نداشته و من از مجلد سال دوم و شانزدهم که به عبارتی می شود سالهای 1342 و 1357 متن ها رو انتخاب کردم این مجله در مجلد های 6 ماهه به صورت صحافی شده موجود بود (هر کدوم حدود 700 صفحه ) و مدت چند سال(نمی دونم چند سال؟) در انبار نگه داری می شده و بنا به درخواست بنده بعد از حدود یک ماه و نیم از انبار به بخش منبع انتقال پیدا کرد و بنده با سعی وتلاش فراوان تونستم این مجله ها رو از بخش منبع یک کتابخانه درجه آ به مدت 24 ساعت قرض بگیرم تا اسکن کنم اینها رو گفتم که بدونید چرا کیفیت اسکن خوب نیست و گوشه های صفحه ماته به هر حال من تمام سعی ام رو کردم اما بیشت از این نمی شد به این مجلد ها فشار آورد خوب می پردازیم به خاطراتمون سعی کردم موضوعات همه حیطه ها رو پوشش بده و جذاب باشه
این بر می گرده به سال چهل و دو که لیزر اختراع شد در کارخانه زیمنس ! خیلی برای اون موقع عجیب غریب بوده و برای الان خیلی نوستالوجیک!
مجله همیشه یکی دو صفحه به ماشین اختصاص می داده ولی الحمد لله امروزه اونقدر مجله در باره ماشین زیاده که بار از دوش مجله بر داشته شده !
از این صفحه و چند صفحه دیگه کاملا مشخصه که مجله علمی ما شدیدا تحت نفوذ سیاست نگه داری می شده و قبل و بعد از انقلاب همیشه خط محافظ کار به خودش گرفته بوده ( الان دیگه نمی بینم)
شما با دیدن این صفحه به دولت فحش بدید (کار دیگه ای که از دستتون برای ترقی مملکت که بر نمی یاد میاد؟)
یک شتاب دهنده ذرات برای پیشرفت علم فکر کنم اولین شتاب دهنده بزرگ باشه !
آخه ! اینقدر این صفحه خاطره ناک بود که دلم نیومد نبینید برگ اشتراک مجله !
مسئله هسته ای همیشه مورد بحث و جنجال سیاسی علمی بوده البته رژیم پیشین هم که خیلی مردم دوست بوده !
قسمت صنایع هوایی که اینهم امروزه مجلات تخصصی داره و بار از روی دوش مجله بر داشته شده اون موقع اف-14 هواپیمای فوق فوق پیشرفته بوده واقعا حس قدرت می داده مثل اف-22 یا اف -35 الان !
این قسمت واقعا حیف شده که بر داشته شده خیلی جالب بوده باید دوباره بذارنش !
اینهم چون خاطرات دوره اسکن کردم دلیل ماتی گوشه اش را هم که قبلا به عرض رسانده ام
چقدر مسخرس 30 سال کمپانی های ماشین سازی به فکر برقی کردن ماشین ها هستند ولی هنوز هم در همون حد اند هنوز هم با یک بار شارژ میانگین 70 -80 کیلومتر مسافت طی می کنن !
اینم مال بهمن 57
خلاصه اینکه ما هم اینطوری خاطره بزی می کنیم آخه مجله دانشمند از پدر به پسر تو خانواده ما به ارث می رسه
پاورقی :عکس ها در فیلکر آپلود شده
|
|
|
|

اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما رااینگونه می نویسد که:
به خال هندو اش بخشم سمرقند و بخارا را
هر آنکس چیز می بخشد، ز جان خویش می بخشدبله، زمان می گذرد و شهریار نامی، پس از خواندن شعر صائب که بیشتر در جهت تحقیر حافظ سروده شده بود، اینگونه می سراید که:
نه چون حافظ که می بخشد سمرقند و بخارا را
اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را
به خال هندو اش بخشم سر و دست و تن و پا را
هر آنکس چیز می بخشد بسان مرد می بخشدچرخ زمان را که می شناسید، می گردد و می گردد. جالب اینجاست که این چرخ در 5 شهریور 1388 در مقابل وبلاگ «جواهر کلام» می ایستد و «علی» نامی، افاضات خود را بر رقعت دعوای تاریخی این شعرای نامی، مکتوب می نماید:
نه چون صائب که می بخشد سر و دست و تن و پا را
سر و دست و تن و پا را به خاک گور می بخشند
نه بر آن ترک شیرازی که برده جمله دلها را
اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را
به خال هندو اش بخشم تمام روح و اجزا را
هر آن کس چیز می بخشد، به زعم خویش می بخشدتا به اینجا که به خیر بگذشت! نه یقه ای در دست رفت و نه پیراهن کسی را خاک گرفت، جمیع شعرا نیز در کار خود کیفور اند و به سان تیر مژگانی، قلب «ترک شیرازی» را نشانه گرفته اند. شما هم که شنیدید و خواندید، بلکه خوش خواندید و مزاجتان نیز شیرین گشت و حال نوبت به من می رسد که بگویم:
یکی شهر و یکی جسم و یکی هم روح و اجزا را
کسی چون من ندارد هیچ در دنیا و در عقبا
نگوید حرف مفتی چون ندارد تاب اجرا را
هر آن کس چیز می بخشد، به لطف خویش می بخشد
یکی جان و یکی روحش، یکی دیگر بخارا را
یکی شاید ندارد چیزی و هیچ اش نمی بخشد
یکی چون من نه می بخشد، نه می خواهد که بخشیدن
اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را
به خال هندو اش این من، نه می بخشم، نه خواهم خواست بخشیدن
این داستان مثل اینکه سر داز پیدا کرده و بیت مطلع خوبیه از سایت پرزیلا خوندمش گفتیم همه که جفت پا رفتن تو ما هم یه سرکی بکشیم بد نیست ! :
اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را
به جان دوتا بچم می بخشم بهش اونجا را
خودش هم داند کجا گفتم
به تو هم ربط نباشد که من گفتم کجا ها را
یا :
اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را / نشاید بخشیدن چیزی که بود همه ملک خدای ما را
اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را / بگویش باز پس آر دل بی چاره ی ما را
اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را / اول بگو بینم قبل از ما تو چند آوردی دل ها را
اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل مارا / بدبخت آن ترک شیرازی که هر دم آرد به دست دل ها را
مگرش طاقت چون است و گنجایش چون / که هر کس می رسد زه ره دل به دستش می دهد؟
|
|
یه مجله علمی جالب دیدیم با نام نیو ساینتسیت (دانشمند جدید) موضوعات جالبی داشت خواستیم مشترک شیم دیدیم ایران رو هم پشتیببانی می کنه زدیم ایران برامون زد 40 درصد هم تخفیف حسابی خوشحال دیدیم نوشته با احتساب تخفیف 159 دلار امریکا من برای دانشمند پیر پاتال قدیمی خودمون هم دیگه پول نمی دم (میرم کتابخونه می خونم!!!) حالابیام اینهمه پول بدم برای دانشمند جدید مگه آدرس گنج توش نوشته ؟! (همین کارارو می کنن که آدم مجبوره قهقرایی فکر کنه دیگه) آخه یه دانشجوی دست چندم پول دانشگاه رو هم نداره چه برسه به مجله !
|

|
|
|

|